
دیروز هرچه بود گذشت امروز هم هرچه بود گذشت
آنجا پشت خاکریز بودیم اینجا در پناه میز!
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!
ادامه مطلب

دیروز هرچه بود گذشت امروز هم هرچه بود گذشت
آنجا پشت خاکریز بودیم اینجا در پناه میز!
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!

مدتیه که یه سری سایت و وبلاگ و کمپین راه افتادن که آقای سعید جلیلی رو به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری بهار ۹۲ مطرح کنن.
اما من مخالف این کارم چون حیف این آدم نیست که بخواهد رئیس جمهور بشه؟
تو این سالها و دورهها انقدر شأن و جایگاه ریاست جمهوری تو بسیاری از موارد لگدمال شده که واقعا حیف امثال جلیلی با این منش و وقار خودشونو درگیر اون کنند. هرچند شاید با حضور امثال جلیلی یه تکونی به این وضع داده بشه
ی
یک کارشناس سیاسی در گفتوگو با خبرگزاری فارس با اعتراض به اینکه شهردار تهران وارد تبلیغات پیش از موعد
انتخابات ریاست جمهوری سال آینده شده است گفت: سازمانهای نظارتی مانند سازمان بازرسی، دیوان عدالت اداری و وزارت اطلاعات باید در این زمینه وارد عمل شوند.

خیلی زور داره که ۲۰۰ ثانیه پشت چراغ قرمز بایستی که از روی خطکشی عابر پیاده رد بشی اون وقت موقع رد شدن یه دفعه یه موتور بزنه بهت و وقتی هم که اعتراض میکنی .......!!!!!!!!!

وقتی نمیاد، التماس میکنیم که بیاد، وقتی هم که میاد عزا میگیریم که چرا اینجوری اومد، کاش نمیومد یا حداقل هدفمند مییومد و اونجا که لازمه نازل میشد تا انقدر مصیبت نداشته باشیم که حتی از هوایی به این زیبایی هم نتونیم لذت ببریم.
وضعیت خیابونای تهران طوریه که با اندک نم بارونی وضعیت ترافیک و تردد و نهرها به حال بحرانی در مییاد و شهر تقریبا فلج میشود.

بعد ار امضای قرارداد بین شرکت پژو و جنرال موتورز و خرید بخشی از سهام پژو توسط این شرکت، یکی از مفاد این قرارداد لغو همکاری فرانسه با طرف ایرانی یعنی شرکت ایرانخودرو بود که گفته شده این کار از هفته قبل آغاز شده و روند قطع ارتباط پژو و ایرانخودرو شکل گرفته است.
از سوی دیگر عنوان شده که قرار است شرکت هیوندای کره جنوبی نیز در راستای اجرای اهداف گروه اتحاد در برابر ایران هستهای از ادامه همکاری با ایران و ارائه محصولات خود به بازار ایران خودداری خواهد کرد.
صرفنظر از اینکه این اقدام شرکتهای پژو و هیوندای در ابتدا میتواند زیانهای مالی را متوجه طرفین کند اما قطعا میتواند گامی اساسی و توفیقی اجباری باشد تا هم مردم و هم تولیدکنندگان بسیار زودتر از آنچه تصور میکردند به سوی استفاده از تولیدات ملی و ارتقای کیفیت این محصولات بروند.

سی سال است دستهایشان یا مشتکرده بر سر و صورت دشمنان فرود میآید یا اینکه با همان دست، یک سیلی به خود میزنند تا صورتشان را سرخ نگه دارند و دم بر نیاورند که مشکلی هم دارند.
جنگ شروع شد؛ فشار و تحریم از همه سمت بر سر مردم بارید اما خم به
ابرو نیاوردند و هرجا که لازم بود از جان که هیچ، از مال خود هم که برای خیلیها
بالاتر از جانشان بود گذشتند تا در جنگ مقابل ابرقدرتها کم نیاورند و در این راه
امیدشان خدا بود و خدا بود و خدا.
سی سال است دستهایشان یا مشتکرده بر سر و صورت دشمنان فرود میآید یا اینکه با همان دست، یک سیلی به خود میزنند تا صورتشان را سرخ نگه دارند و دم بر نیاورند که مشکلی هم دارند.
جنگ شروع شد؛ فشار و تحریم از همه سمت بر سر مردم بارید اما خم به
ابرو نیاوردند و هرجا که لازم بود از جان که هیچ، از مال خود هم که برای خیلیها
بالاتر از جانشان بود گذشتند تا در جنگ مقابل ابرقدرتها کم نیاورند و در این راه
امیدشان خدا بود و خدا بود و خدا.

میگن بزرگترین امتیازی که به دستگاه قضایی کشور در قانون اساسی کشور داده شد،
استقلال آن است که باعث میشه به راحتی و بدون نگرانی از اعمال فشارها با هر جرم و
تخلفی که توسط هر شخصی اتفاق افتاده باشد برخورد کند حالا این فرد میخواهد یک
کارگر ساده شهرداری باشد که قسط وام ازدواج 2.5 میلیونی خود را به موقع
پرداخت نکرده باشد یا میخواهد جناب آقای "م.الف" باشد که به اشتباه دست مبارک خود
را درون کیسه بیتالمال فرو برده و باز هم به اشتباه و ناخواسته، مبلغ 2800 میلیارد
تومان از بانکها خارج کرده باشد.
امروز هم مثل 22 بهمن پارسال شیفت بودم. اومدم فارس یه ساعتی نشستم اما طاقت نیاوردم و ساعت 10 با یکی از دوستام رفتیم یه مقدار تجدید بیعت کنیم.
از سر خیابون ویلا تا چهارراه کالج (روی پل) رفتیم و برگشتیم. از کنار پل داشتیم مردم رو نگاه میکردیم که یهو دوستم گفت علی خلیلی! تا اومدم تو ذهنم سرچ کنم که منظورش کدوم خلیلی بود،متوجه شدم که با علی خلیلی طلبه ناهی از منکر چشم تو چشم شدیم و از دور با لبخند متقابل به هم سلام کردیم.
رفتم جلو و باهاش صحبت کردم. از وضعیتش پرسیدم که گفت خداروشکر خیلی بهتر شده و امروز هم با دوستاش اومده راهپیمایی اما چون راه طولانی رو پیاده اومده بود، خسته شده بود، برای اینکه یه مقدار خستگی رفع کنه، با دوستاش روی لبه پل نشسته بودند و شعارهای جالی علیه آمریکا و اسرائیل میدادن.
ازش پرسیدم که از زمان محاکمه جوونی که بهت حمله کرده بود خبر داری، که با سردی گفت هیچ خبری ندارم و اصلا نمیدونم، قراره تو کدوم دادگاه محاکمه بشه. گفت نمیدونم چرا اینقدر تو رسیدگی به پرونده من تأخیر افتاده.
از علی خداحافظی کردم و برگشتم فارس و مشغول کار...
لینک: عیادت و گفتوگوی خبرنگاران فارس با علی خلیلی
لعنت به آنکه پایهگذار سقیفه شد لعنت به هرکس که به ناحق خلیفه شد
لعنت به آنکه بر تن اسلام خرقه کرد این قوم متحد را فرقهفرقه کرد
تکفیر دشمنان علی رکن کیش ماست هرکس محب فاطمه شد قوم وخویش ماست
ما همکلام منکر حیدر نمیشویم با قنفذ و مغیره برادر نمیشویم
با ما مگو که شیعه و سنی
برادرند ما با حرامزاده برادر نمیشویم

توی تاکسی نشسته بودم که یکی از مسافران از راننده خواست اونو جلوی یه بانک پیاده کنه. راننده تا اسم بانک رو شنید شروع کردن به ناله و نفرین و ابراز انزجار از بالا تا پایین سیستم بانکی و اینکه از اسم بانک و بانکداری متنفرم.
سردار عزیز طلایی جان، شما دیگه چرا؟
تو این مدتی که عضو شورای شهر بودی چرا یه بار نشد برای افتتاح ایستگاههای مترو تشریف بیارین و از پروژههای شهری هم یه بازدیدی داشته باشین.